این عادت دل دادن و دل پس نگرفتن
جمع دو سه تا قافیه هرگز شدنی نیست
مثل من و عاقل شدن و دل نسپردن
2. دنیا
دارد از شعرهای عاشقانه تهی میشود
و مردم نمیدانند
چگونه میشود بیهیچ واژهای
کسی را که این همه دور است
این همه دوست داشت.
لیلا کردبچه
کلاغمرگی
.
3. گر تماس لب من با لب تو شرعی نیست
از همین فاصله لبخند تو را می بوسم..!
همه منهای تو تلخاند، به اندازهی چای
بده آن خندهی چون قند ـ که میدانی ـ را
__
4.چه ولوله ای میکنند
بر خطوطِ حاملِ انتظارِ من
نت های گام تو:
می
ر
سی
شهاب مقربین
5. خنده هایت حجه الاسلام، کافر می کند
هرنمازت یک جماعت را مسلمان می کند
اهل قم ازبس که لعنت کرده من فهمیده ام
طعم لبهایت چه با تجار سوهان می کند
6. آیهالکرسی کجا هم قدّ موهایت شود ..؟
گفتن از اعجاز مویت کار چندین منبر است ..
بانو حکیمان بر سرت در اختلافند
باید به جای فلسفه گیسو ببافند
7. دعوی پیغمبر شدن کن، وقت خوبی ست
تا پلک هایت آسمان را می شکافند
پیغمبری خوب است، اما کعبه هستی
چادر سرت کن! زائرانت در طوافند
8. گیسو بتکان دختر زیبای غزلها
آب از سر من رفته و دیگر چه حجابی؟
.
9.
.
زندان اگر آغوش تو، سلول تو بازوست
به به ...، كه چه بندي , چه قرنطينه نابي
10. روسری را نبند لبنانی..
عشق تو رخنه کرده در دینم
در دلم صد هزار حزب اللهست
همه را صهیونیسم میبینم!
.
11. كاش همسرم بودي
و در آشپزخانه ي كوچكمان
غذا كمي ميسوخت
شير سر ميرفت
يك بشقاب چيني ميشكست
يك ليوان كريستال هم
از همان فرانسوي هاي اصل !
من
مثل مردهاي قديم
داد ميزدم :
حواست كجاست خانوم؟! و تو
آرام و با لبخند ميگفتي
به تو آقا ...
.
( حميد جديدي )
برچسب:
نویسنده: دانیال موسویپور