ندارد
شبی در من است
که به هیچش نمی توان شکست
لیلای مرا تازیانه نمی زنند
و طعنی بر تنم نیست
چونان که عیسی را برتن است
اما
غمی با من است
که به هیچش نمی توان گسست...
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۵ساعت 9:44  توسط ش |
برچسب:
نویسنده: دانیال موسویپور
برچسب:
نویسنده: دانیال موسویپور
برچسب:
نویسنده: دانیال موسویپور
برچسب:
نویسنده: دانیال موسویپور
برچسب:
نویسنده: دانیال موسویپور
برچسب:
نویسنده: دانیال موسویپور
برچسب:
نویسنده: دانیال موسویپور
ندارد
شبی در من است
که به هیچش نمی توان شکست
لیلای مرا تازیانه نمی زنند
و طعنی بر تنم نیست
چونان که عیسی را برتن است
اما
غمی با من است
که به هیچش نمی توان گسست...
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۵ساعت 9:44  توسط ش |
برچسب:
نویسنده: دانیال موسویپور
برچسب:
نویسنده: دانیال موسویپور
برچسب:
نویسنده: دانیال موسویپور